رحیم قربانی از نخبگان استان است که از دوران جوانی و اوایل انقلاب که استان آذربایجان غربی شرایطImage دشواری داشت فرماندهی نیروهای بسیج مردمی منطقه را بر عهده گرفته و بعد از آن بعلت کاردانی و مدیریت در حالیکه کشور درگیر جنگ تحمیلی  و قسمتی از مناطق مرزی استان و ارومیه در اشغال دشمن و نیروهای ضدانقلاب بود وی بعنوان فرمانده سپاه ارومیه انتخاب و در پاکسازی منطقه که جولانگاه مزدوران حزب ملحد کومله و گروهکهای مارکسیستی و مجاهدین خلق فعالیت کرد و نقش موثری بر عهده داشت.

بعد از تشکیل قرارگاه بعثت سپاه در استان به فرماندهی شهید مجاهد بروجردی، مسیح کردستان، قربانی بعنوان قائم مقام شهید بروجردی مسئولیت خطیری در مبارزه با ضد انقلاب و عوامل حزب بعث عراق بر عهده گرفت.
رحیم قربانی بعد از ایجاد امنیت در منطقه و پایان جنگ تحمیلی، در صحنه سازندگی مسئولیتهای دیگری برای خدمت به میهن اسلامی بر عهده گرفت و این شیفته خدمت در هرجایی که احساس وظیفه می نمود بعنوان یک بسیجی وارد صحنه می شد.
به دنبال ایجاد استان جدید اردبیل و انتخاب احمدی نژاد بعنوان اولین استاندار آن، قربانی در مسئولیت معاون برنامه ریزی او آغاز به خدمت کرد و تا سال 76 در این سمت فعالیت کرد. بعد از دوم خرداد 76 و عزل فله ای مدیران توسط فاتحان انتخابات، قربانی مسئول پیگیری یکی از طرح های اساسی و خودکفایی کشور در جنوب غرب یعنی در مناطقی که زمانی دشمن به طمع اشغال آن سرزمین ها به ایران اسلامی لشگرکشی کرده بود شد و مسئولیت کشت و صنعت نیشکر را بر عهده گرفت و برای به اتمام رساندن این طرح و پروژه های پل سازی و سدسازی در مسیر کارون تلاشهای زیادی نمود.
 با پیروزی اصولگرایان در دور دوم انتخابات شوراهای شهر و روستا در اکثر مناطق از جمله تهران، محمود احمدی نژاد بعنوان شهردارتهران از طرف شورای شهر انتخاب و رحیم قربانی بعنوان معاون برنامه ریزی به تیم همراهان وی در مدیریت شهری پایتخت می پیوندد. دوری از اشرافیگری و خدمت صادقانه و بدون منت گروهی به رهبری احمدی نژاد، کلید ساختمان شهرداری در خیابان بهشت را تحویل گرفته بودند و باعث شد در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری علی رغم تحلیل های جریانات سیاسی چپ و راست و صف آرایی احزاب، سازمانها و گروههای مختلف و حضور افرادی دارای پیشینه های سیاسی و اجرایی بلندبالا از جمله هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی، علی لاریجانی، مصطفی معین، قالیباف و مهرعلیزاده که پشت سر هر کدام شان تعدادی از احزاب و نخبگان قرار داشتند و شعارها و برنامه های مختلفی را با هزینه های سرسام آور تبلیغاتی به راه انداخته بودند، مردم علی رغم حجم کم تبلیغات احمدی نژاد و بدون حمایت احزاب و جریانات شناسنامه دار با در نظر گرفتن عملکرد احمدی نژاد خصوصا در دوران شهرداری تهران، در پیش گرفتن روش عدالتخواهی، اصولگرایی، مردم محوری و توجه به دغدغه های اصلی اقشار کم درآمدو تاکید بر شعارهای اصلی انقلاب، احمدی نژاد مورد اقبال اکثریت رای دهندگان قرار گرفت و بعنوان رئیس جمهور وارد ساختمان پاستور می شود.
انتخابات که تمام شد قربانی می توانست بعلت نزدیکی به رئیس جمهور مسئولیتهای کلیدی در تهران بر عهده بگیرد. وی پیشنهاد مسئولیت سازمان گسترش که مسئولیت بزرگترین سازمان صنعتی و تولیدی کشور تولید کننده قطعات کارخانجات خودروسازی را تحت پوشش خود دارد را نیز داشت اما عشق و علاقه به زادگاهش ودر اختیار قرار دادن تجربیات و تخصص های علمی و عملی جهت اجرای طرح های زیربنایی به دعوت شخصیتها و نیروهای سیاسی جهت بر عهده گرفتن مسئولیت استانداری آذربایجان غربی لبیک گفت و در عین حال که با مشکلات فراروی خود آگاه بود، مجددا بعنوان فرمانده اجرایی استان به ارومیه قدم گذاشت.
قربانی در بازگشت دوباره اش به ارومیه نظرات سیاسی و جناحی خود را وارد کارهای اجرایی نکرد و علی رغم فشارهای زیاد جهت اجرای برنامه های خود مخالفین سیاسی اش را در پست های اقتصادی استانداری و استان ابقا کرد ولی جریانی که بیش از دو دهه مسئولیتهای کلیدی استان را بر عهده داشتند و در سایه این مسئولیتها خود و اقوام و اطرافیانشان صاحب ثروت های بادآورده شده و شرکت های خصوصی اقتصادی راه انداخته و از طریق این امکانات فشارهایی را به مسئولین وارد می کردند و از طریق روابط شخصی و سیاسی که با برخی از کوتوله های تازه به دوران رسیده که در جبهه مقابل قربانی قرار داشتند با انواع تهمت های ناجوانمردانه در برخی از وبلاگ ها ، سایت ها و مطبوعات حتی در سخنرانی های عمومی به تخریب قربانی پرداختند.
اما او که با هدف توسعه استان از زندگی بی دغدغه خود در تهران رخت بربسته و پای در ارومیه گذاشته بودبا بکارگیری فکری عناصر مختلف پیگیر اهداف خود بود و حتی برخلاف اسلاف قبلی، استانداران قبل از خود را که عمدتا مخالفان فکری قربانی محسوب می شوند را جمع و از آنها می خواهد تا راجع به ایده هایی که داشتند ولی موفق به اجرای آنها نشدند اعلام نظر نمایند.
قربانی با همه جفاهای مخالفین و دوستان چند چهره در استان ماند تا آرمانهای خود را بعنوان فرزند آذربایجان محقق کند و جایگاه استان را در حوزه های اقتصادی، آموزشی، صنعتی و ... به رده های بالاتری در کشور برساند.
وقتی قربانی از تکمیل بزرگراه شهید کلانتری و پل میانگذر دریاچه ارومیه صحبت می کند و ایجاد دانشگاه صنعتی ارومیه، مناطق آزاد و ویژه اقتصادی استان، طرح های فولاد، پتروشیمی، احداث چندین کارخانه سیمان، تبدیل شدن استان به بزرگترین قطب صنایع تبدیلی، جایگاه بین المللی گمرکات پیرانشهر با عراق و قطور با ترکیه، ارتقاء چندین بخش به شهرستان و سه شهرستان به فرمانداری ویژه همچون پدری حرف می زند که فرزند صالحی تربیت و تحویل جامعه داده است.

قربانی از راحتی خود گذشت، تهمت های دروغین را شنید، اقوام و آشنایان خود را که دارای ریشه خانوادگی و توانمندیهای فردی بودند از برخی حقوق اجتماعی و دولتی محروم نمود، آری قربانی، قربانی توسعه استان است...