مدیر مسئول سایت خبری آینا نیوز به دادگاه فرا خوانده شد....

در پی شکایت یکی از موسسه های قرض الحسنه استان مدیر مسئول آینا نیوز به دادگاه فرا خوانده شد.Image

 

 

خبر تکمیلی...

 

 

 

 

شصت و پنج امتیاز دولت نهم در کلام ولایت....

-۱تكيه‏ى بر عدالت 2-پُررنگ كردن هدفهاى بلند انقلاب3-دولت كار 4-دولت خدمت 5-پيروى از آرمان‏هاىImage اسلام 6-دولتی از جنس مردم 7-ساده‏زيستى 8-مردم‏گرايى 9-اجتناب از اسراف و ريخت‏وپاش 10-عدم وابستگی به احزاب 11-شايسته‏سالارى12-نظارت بر عملكرد زيرمجموعه 13-تلاش بى‏وقفه 14-قانون‏گرايى 15-شجاعت و قاطعيت در بيان و اعمال 16-نشاط و تحرك 17-سرعت بخشيدن به سازندگىِ 18-استقرار عدالت ۱۹-رسيدگى به مشكلات مردم 20-تسهيل زمينه‏هاى رشد و پيشرفت 21-دولت با نشاط وچابك 20-فعال 21-دلسوز 22-دلبسته‏ى به منافع و خواسته‏هاى مردمى 23-دولت مردمى 24-شيوه و منش مردمى 25-ساده‏زيستى 26-دلبستگى كامل به ارزشهاى اسلامى27-اعتمادبه‏نفس 28-اهل كارو اهل ابتكار 29-اهل خدمت و اهل عمل 30-مبارزه‏ى با فساد 31-جهتگيرى‏هاى دينى 32-ارزش‏گرايى انقلابى و اسلامى 33-سختكوشى 34-تلاش فراوان ۳۵-ارتباط با مردم 36-سفرهاى استانى 37-اقدامات شجاعانه 38-شجاعت در قبال مسائل جهانى 39-پايبندى به خدمت 40-پركارى 41-روحيه‏ى تحول‏گرايى و نوآورى و اصلاح ۴۲-ايستادگى در مقابل زياده‏خواهى استكبار 43-مشى مردمى 44-احساس مسئوليت 45-تلاش خستگى‏ناپذيرى 46-بسيار پر كار و زحمتكش 47-دولت حركت و اقدام 48- احیای شعار و گفتمان امام 49-استكبارستيزى 50-جرأت در مقابله‏ى با فساد 51-روحيه‏ى تهاجم در مقابله‏ى با زورگويان بين‏المللى 52-زنده‏كردن و بازسازى برخى خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام 53-روحيه‏ى مردمى و خاكى 54-سرشار از انرژی ۵۵-اجتناب از اشرافيگرى 56-متعهد 57-كارآمد 58-دلجوئى‏اى از محرومين 59-دولت مکتبي ۶۰- حامی ارزشها 61-دولت اصولگراي معتقد به مباني انقلاب 62-شوق خدمت به مردم 63-حرکت در «وادی طولانی – دشوار و پرخطر عدالت 64-تلاش بی وقفه 65-سخت کوشی.

 

پیامک ....

 

 ما طالب پاکی و صفاییم هنوز

ایرانی و حامی ولاییم هنوز

در حمله قدرت طلبان نااهل

ما حامی احمدی نژادیم هنوز

 

سفر دوره آیت الله حسنی به شمال استان واستقبال کم نظیر مردم.....

سفر دوره ای آیت الله حسنی نماینده محترم ولی فقیه در استان به شمال استان اغاز شد.

گفتنی است که آیت الله حسنی عصر امروز سه شنبه ساعت ۴ بعداز ظهر ارومیه را ترک نموده وبه شهرستانهای شمال استان عزیمت نموده اند.

استقبال کم نظیر مردم خوی از آیت الله حسنی بی نظیر بوده است.  بازدید ایشان از دانشگاه ازاد اسلامی خوی ،بازدید از کارخانه سیمان اذرابادگان  از برنامه های ایشان در شهرستان خوی می باشد.

مردم قره ضیاالدین نیز ساعتها در ورودی شهر بوده اند تا چشمشان به جمال حسنی روشن شود،گفتنی است دهها هزار نفر از مردم به استقبال حسنی امده بودند و محل سخنرانی ایشان مملو از جمعیت بود به صورتی که مردم با درهای بسته مسجد روبه رو شده بودند و این امر باعث بسته شدن خیابانها منتهی به مسجد شده بود که مردم در ان حضور داشتند. شاید این استقبال یکی از با شکوه ترین و بی نظیر ترین استفبالهای مردم از مسئولی در تاریخ این شهر باشد.

کلنگ زنی و افتتاح چندین طرح بنیاد مسکن از برنامه های حسنی در قره ضیالدین خواهد بود.شایان ذکر است که حسنی امشب را در قره ضیالدین سپری خواهد کرد و فردا به شهرستان شوط سفر خواهد کرد تا بازدیدی از شهرستان تازه تاسیس شوط داشته باشد،دیدار با فرماندار شوط و مسئولین ان شهرستان و بازدید از روند احداث ابگرم شوط و سخنرانی برای مردم شوط از برنامه های حسنی در شوط خواهد بود.

شنیده ها حاکی از ان است که مردم شوط امشب را در بی قراری تمام به سر خواهند برد وچنان مشتاق حضور نماینده ولی فقیه هستند که قابل توصیف نیست.

گفتنی است که ایت الله حسنی در مرحله اخر سفر دوره ای خود به پلدشت خواهند رفت.

شایان ذکر است که آیت الله حسنی را در این سفر حجت الاسلام غنی زاده،حجت الاسلام صاحب الزمانی،علیرضا غنی زاده مدیر کل مالی دانشگاه ازاد تهران ،حجت الاسلام بیگی مدیر کل اوقاف و مدیر کل بنیاد مسکن و .... همراهی می کنند.

ولیزادگان در ستاد مرکزی احمدی نژاد در اذربایجان غربی.....

شنیده ها حاکی از ان است که اعضای اصلی ستاد دکتر احمدی نژاد در استان اذربایجان غربی انتخابدكتر وليزادگان شده اند و به زودی معرفی خواهند شد شایان ذکر است که علاوه بر چنگیز اکبری که خبر ان چند روز پیش منتشر شده بود ، دکتر اروج ولیزادگان عضو هئیت علمی دانشگاه ارومیه واز نیروهای تاثیر گذار اصولگرایی و ولایی نیز در این لیست قرار دارند ،گفتنی است لیست نهایی فردا اعلام خواهد شد.

 

 

 

سردار عیسی زاده وارد شد....

ثبت نام از کاندیداهای میاندوره ای مجلس در حوزه انتخابیه میاندواب،شاهین دژ و تکاب شروع شد. سردار عیسی زاده

شنیده ها حاکی از ان است که سردار عیسی زاده از فرمانده هان ارزشی سپاه نیز بعد از قبول استعفاء از سوی سردار محمود ابادی با وضیعت جسمانی نه چندان خوب وبا قلبی شکسته در اثر از دست دادن همسر با وفایشان در سانحه رانندگی ،با حضور در فرمانداری میاندواب برای نمایندگی مجلس ثبت نام نموده است.

 همچنین میرزایی کاندیدای دور قبلی مجلس نیز ثبت نام نموده است. شنیده ها حاکی از ان است که سلیمی و تابع از نمایندگاه ادوار گذشته مجلس،فریبا بشیری کاندیدای رد صلاحیت شده شورای شهر ارومیه ،ظفر محمدی فرماندار سابق سلماس و احمدنعیمی فر،داریوش عسکری ،علی نقی اقدسی،جوادموسوی،حسن برزگر،حسین شریفی،اردشیرپاکدل ،آصف زادقاسم،میرحیدرجعفری،فتحعلی پور،جلیل مقبلی،احتشام حاجی پور،بیژن عبداللهی و... از دیگر ثبت نام کنندگان می باشد. خاطر نشان میشود که حوزه انتخابیه میاندواب،شاهین دژ و تکاب دارای دونماینده در مجلس میباشند که با حضور دکتر محبی نیادر مجلس رقابت برای تصاحب یک کرسی خواهد بود. شایان ذکر است که شهرستان میاندواب در چند سال اخیر با فعالیتهای بی وقفه دکتر محبی نیا عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی و مسئولان ذیربط به یکی از قطبهای مهم کشور و استان تبدیل شده است.

نظر سنجی ها حاکی از ان است که حاج صفر عیسی زاده از شانس بالایی برای تصاحب تنها کرسی باقیمانده نمایندگی مردم این سه شهرستان برخوردار است.

شلمچه ، خاک قدسی....!

 

شلمچه

شلمچه، اى خاك قدسى! سال هاست كه پنجره روشن بهشت، بسته مانده است و دل مجنون تو در تب و تاب ماندن مى گدازد. به هر سو مى نگریم نه نشانى از پرنده است نه اثرى از پرواز، دل ها همه در احاطه فراموشى و خاموشى اند! دست هاى بلند دعا دیگر معجزه نمى كنند. رودهاى زلال آواز خشكیده اند.

نمى دانى كجا باید سراغ فرشته ها را بگیرى. هر مرثیه اى كه مى سرایى باران نمى آید. هر مویه اى كه مى كنى، راه تو را پیدا نمى كند. ازدحام ابرها، سینه آسمان را سربى كرده است. خیابان ها همهمه كاروان هاى اعزام را فراموش كرده اند. نگاه پنجره ها به رنگ خستگى است، مشام كوچه ها را گام هاى بیهوده و بى تكلیف پر كرده اند. آه اى قد كشیده تا بهشت! نمى دانم چه بگویم. سرریزم از بغض، نالانم از درد، سرشارم از اوج، تنهایم در كوچه هاى بى ستاره. سرگردانم در انتهاى مبهم خویش بى چراغ و بى آفتاب، كاش مى توانستى ببینى. «مجنون» به انتها رسیده است. «قلاویزان» پشت لحظه هاى كش دار فراموشى خاك مى خورد. «طلاییه» دیگر تمام شد. «فكه» فراسوى دیروز مانده است. كاروان موج در موج لبریز از گلایه مى گذرد. اروند به ساحل خویش دلبسته است. كرخه در غروب غوطه مى خورد. آوازهاى شاخ شمیران آشنا نیست. روزهاى «ماووت» معمولى مى گذرد. ما مى خواهیم با كرخه مویه كنیم با كارون یكى شویم.

نمى دانم تو مى توانى شهر را تحمل كنى! نمى دانم تو را تاب و تحمل دورى از آن همه، آیینه آسمانى و دریایى هست! آه اى یادگار فرشته ها! تو هم گوشه گرفته اى و دم برنمى آورى؟ تو هم مى بینى این همه آزار را، اما سكوت مى كنى؟ تو هم مى شنوى این همه زخم و اخم را، اما چیزى نمى گویى؟ آخر مگر تو را چه مى شود. چرا از این همه سكوت بر لب دوخته، سراغى نمى گیرى؟ چرا نمى گویى از این همه غریبى عریان، چرا نمى گویى از نگاه هاى پرجست وجوى مادران؟ چرا آسمان هشت سال خون گرفته جنوب را گواه نمى گیرى؟ چرا سراغ نمى گیرى از پلاك هاى ته نشین شده اروند؟ مگر از دروازه هاى تو، به كرانه هاى بهشت نمى رسیدیم؟ مگر از صبحگاه تو داوطلب میدان مین نمى شدیم؟ مگر از خاك پاك تو نگاهى به عطش و محاصره نداشتیم؟ مگر با نگاه به آسمان تو شهادت خویش را پیشاپیش نمى گفتیم؟ مگر از فضاى مظلوم تو دست به دامان مقدس مظلومه اى بى مزار نمى شدیم؟ اگر تو نمى دانى او خوب مى داند. او خوب مى داند كه بر بالاى پیشانى بندها چه مى نوشتیم. او خوب مى داند كه آرزوى انتقام چه چیز را داشتیم. او خوب مى داند آخرین پلك هایمان در آرزوى دیدن روى كه بود؟ او بهتر مى داند كه پهلوى ما چرا زخم برمى داشت و گلویمان چرا بوى مظلومیت مى داد. مگر یادت رفته است محاصره سوزان گردان حنظله را در فكه؟ گلوله هاى شیمیایى پشت كانال ماهى را؟ فریادهاى دزدآلود خفه شده در پاى كمین را؟ مگر یادت رفته است سوختن خاموش كوله آرپى جى براى لو نرفتن عملیات؟ یادت رفته است آن همه بى قرارى و التماس براى خط شكن شدن؟ یادت رفته است غواص هاى غوطه ور در اوج و موج را. یادت رفته است روزهاى غلطیدن در میدان مین را!

شلمچه

اى ادامه لحظه هاى دلتنگ! تو را كه مى بینم، داغ دلم تازه مى شود. تو را كه مى بینم محاصره هاى آهنین فكه بغض، گلوگیرم مى شود و مویه هاى پریشان از هر طرف سربر مى كنند. تو را مى بینم و آن طرف تر لبخند «حاج حسین» بر جانمان آتش مى زند و نگاه «محمود» از راه مى رسد. آه چقدر غمگین است كه دیگر پیشانى بندهایت را نمى بینم. «امن یجیب»هایت دیگر به گوش نمى رسند. دروازه هاى بهشت دور از دسترس مانده اند. بى  مالك مانده اى و بى كمیل.

حرف هاى دلت در میدان هاى مین یخ زده اند. بادهاى پریشان ته مانده لبخند هاى یارانت را به یغما مى برند. خاكریزهایت از بغض خمیده اند. آه اى شلمچه! لحظه اى بیا به این فراموش شدگان جا مانده، بیندیش. خلوت هایشان را بپرس. دلتنگى هایشان را بنگر، غریبى شان را با ابرها قسمت كن. نگاهشان را آواره دشت ها مكن. آخر اینان جایى ندارند. تو باید به اینان پناه دهى. تو مى دانستى آنان مى روند و ما مى مانیم و تنهایى به جان مان مى افتد. تو مى دانستى كه دستمان از آسمان كوتاه مى شود، اما بر سكوى سكوت آرمیده اى. با آن همه سیم خاردار كه پهلوها را دریدند تو چه برایشان دارى؟ براى میدان هاى مین، معبرى مى گشایى؟ این همه دلتنگى را مى بینى باز هم خموشى؟ كسى نیست بگوید چرا فقط سهم من و تو تنهایى است و غربت. چرا من و تو به انتهاى رود نرسیدیم.

آه اى نزدیك ترین بهشت، دیگر «كمیلى» نیست تا بگویى «اى از سفر برگشتگان، كو شهیدان ما». دیگر «مالكى» نیست تا نیمه شب ها درهاى شهادت را بكوبد. دیگر «حبیبى» نیست تا بوى عملیات و تك و پاتك در تو بپیچد. دیگر «انصارى» نیست تا از نگاهش قول شفاعت بگیرى. دیگر «حمزه اى» نیست تا در دوردست آوازهایش، گله جا ماندن را بشنوى. «میثمى» كجاست كه سه راه شهادت را از «واجعلنا» پر كند. دیگر كجاست چهارده ساله اى تا وصیتنامه اش را به تو بسپارد. دیگر كجاست تا با لو رفتن رمز بى سیم ها، صداى بال فرشته، گوش زمین را كر كند. آه اى رفته تا آسمان ها! تابوت هاى سبك بیت المقدس ? آمده اند. چرا به پیشوازشان نمى آیى؟ چرا پرچم هایت را به اهتزاز در نمى آورى؟ چرا سیاه پوش نمى شوى؟ چرا مویه اى سر نمى دهى براى هم نشینان نه چندان غریبت؟ چرا سراغى از آنان نمى گیرى؟ بیا شلمچه، شاید تو آنان را بشناسى. بیا اینان را ببین شاید تو بى پلاكى را به یاد داشته باشى. شاید تو بدانى آن سیزده ساله كیست. شاید تو بدانى راز آن لبخند گمنان خاك گرفته را. شاید تو بدانى آن لبان خشكیده چه مى خواهند بگویند. شاید تو بدانى وقتى درخاك آرمیدند سر در آغوش كه داشتند. بیا ببین آنان را. شاید براى مادرى حرف تازه اى داشته باشى. كسى چه مى داند شاید این زمزمه هاى آبى نصیب تو باشند. تو بیا با آنان حرف بزن. تو بیا به آنان چیزى بگو. شاید این سكوت تلخ را بشكنند و از ماندن بى دلیل ما چیزى بدانند. شلمچه تو مى دانى، اما چیزى نمى گویى. آن طرفتر آن همه دست نیاز را نمى بینى؟ یعنى تو نمى دانى چرا اینان دم به دم مویه مى سرایند. یعنى تو نمى دانى بیقرارى اینان براى چیست؟ تو نمى دانى چرا هواى شب هایت را دارند و غروب دلتنگت را؟ نمى دانى چرا وقتى كه ساعت  ها سر بر خاكت مى گذارند و مى گویند باز هم تشنه برمى گردند. مى خواهى بگویى تو از آن همه شیمیایى بى خبرى؟ مى خواهى بگویى تو از «دوعیجى» چیزى نشنیده اى؟ مى خواهى بگویی  نمى دانى چرا آن سه راه را «سه راه شهادت» نامیدند؟

منبع:وبلاگ دخترای بسیجی

رییس شورای اسلامی شهر: ارومیه امسال شاهد اجرای 500 پروژه شهری خواهد بود ....

پرویز جلیلی گفت: شهر ارومیه در سال جاری شاهد اجرای 500 پروژه خرد و کلان خواهد بود این در حالی است که اعتبارات سال جاری در مقایسه با سال پیش 50 درصد افزایش دارد.

وی با اعلام اینکه 13 سازمان و شهرداری های ارومیه امسال را با یک هزار و 190 میلیارد ريال اعتبار آغاز می کنند افزود: بودجه سال جاری در مقایسه با سال گذشته 50 درصد افزایش یافته و از این اعتبار 30 درصد در امور جاری و 70 درصد در عمران شهری احتصاص می یابد.

رییس شورای اسلامی شهر ارومیه یادآور شد: برنامه ریزی توسعه شهری 30 درصد بودجه شهری را به خود اختصاص داده و 40 میلیارد ريال برای طرح های پیش بینی نشده مدنظر قرار گرفته است.

جلیلی در توضیح بیشتر گفت: منطقه یک شهرداری ارومیه با 201 میلیارد ريال، شهرداری منطقه دو با 46 میلیارد و 500 میلیون ريال، شهرداری منطقه سه با 80 میلیارد ريال و شهرداری منطقه چهار 130 میلیارد ريال اعتبار خواهند داشت.

به گفته وی سازمان های سیزده گانه شهرداری ارومیه نیز با 282 میلیارد و 866 میلیون ريال و اعتبارات مناطق شهرداری و شهرداری کل یک هزار و 190 میلیارد ريال در بخش های مختلف شهر خدمات دهی می کنند.

رییس شورای اسلامی شهر ارومیه توجه به توسعه فناوری اطلاعات و رایانه ای کردن امور در شهرداری و سازمان های تابعه و بهره مندی سازمان پسماندها را از اولویت های شورا و شهرداری برشمرد.

جلیلی افزود: سازمان پسماندهای ارومیه در سال گذشته با عملیاتی کردن پیش بینی ها بهتر درخشید اما سازمان نوسازی و بهسازی نتوانست عملیاتی شود.

وی درباره اقتضائات شهری گفت: نابرابری مقدورات با امکانات و اقتضائات در مقایسه با انتظارات در حالی است که شهر ارومیه در 30 سال گذشته پذیرای مهاجرین بی شمار بوده که حاشیه نشین شده اند، در واقع در اطراف ارومیه که 150 هزار نفر جمعیت داشت شاهد شکل گیری شهرهای جدید هستیم که هر کدام نه تنها قادر به پرداخت عوارض نیستند اما انتظار خدمات شهری فراوان دارند.

رییس شورای اسلامی شهر ارومیه افزود: اگر در توزیع اعتبار عدالت نداشته باشیم و از برنامه محوری دور شویم شهر و مردم با مشکلات عدیده مواجه خواهند بود.

جلیلی گفت: سازمان همیاری به تعهدات خود عمل نکرد برای کمربندی شهر ارومیه شهرداری وارد عمل می شود.

وی با اعلام اینکه درآمدهای شهرداری در سال گذشته 30 درصد تحقق نیافت با اذعان به ضعف های اجرایی توسط شهرداری یادآور شد: به رغم ضعف ها در سرجمع موفق بودیم هرچند ساماندهی پیاده روها انجام نگرفت.

جلیلی به خبرنگاران گفت: عملکرد «پلیس ساختمان» شهرداری برای شورا جای سئوال داشت و کمیسیون عمران رسیدگی می کند شهردار نیز طرح جایگزین تهیه می کند.

گفتنی است شورای شهر ارومیه اخیراً مصوب کرده است برای حفظ حیثیت شورا و شهرداری «پلیس ساختمان: ارومیه منحل شود.

مادرمان به سوی خدا پر کشید....

انالله و انا الیه راجعون

با خبر شدیم که اتومبیل سردار پاسدار حاج صفر عیسی زاده مشاور فرمانده ستاد مشترک کل نیروهای مسلح کشورپنج شنبه در تبریز دچار سانحه گردیده وطی ان همسر با وفای ایشان به رحمت خداوند رفته اند وامروز شنبه ۱۵/۱/۸۸ مراسم سومین روز درگذشت ایشان در مسجد زرندی میاندواب از ساعت ۴ الی ۷ برگزار خواهد شد ،همچنین حال عمومی سردار عیسی زاده خوب می باشد و احتمالا امروز از بیمارستان مرخص شود تا شاید در مراسم ترحیم همسر با وفایشان حاضر شوند ،گفتنی است که حاج کمیل عزیز و مبینای کوچک نیز در این حادثه از ناحیه پا صدمه دیده اند.

وبلاگ سالار به نوبه خود ضایعه درگذشت همسر با وفا و مومنه سردار عیسی زاده را خدمت ایشان و همچنین خدمت برادر از جان عزیزتر خودمان حاج کمیل  تسلیت گفته و از خدواند برای ایشان صبر مسئلت می نمایید.

مراسم ترحیم این بانوی بزرگورار در شهرستان ارومیه نیز از طریق این وبلاگ گزارش خواهد شد. 

آیت الله قره باغی:عبارت جمهوري اسلامي ايران رمزتداوم انقلاب تاحكومت حضرت مهدي است...

نماينده مردم آذربايجان غربي در مجلس خبرگان رهبري گفت: عبارت جمهوري اسلامي ايران رمز تداوم انقلاب اسلامي تا حكومت حضرت مهدي (ع) است.

آيت‌الله سيدعلي‌اكبر قره‌باغي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اروميه افزود: بسياري از خود مي‌پرسند چرا نظام جمهوري اسلامي ايران هنوز پابرجاست و به حيات خود ادامه مي‌دهد كه جواب آنها در مردمي بودن و اسلامي بودن نظام نهفته است.
وي ادامه داد: ملت ايران در روز 12 فروردين 58 در همه‌پرسي تعيين هويت سياسي آينده كشور خود فعالانه شركت كردند و تا امروز نيز در صحنه‌هاي مختلف سياسي اين حضور و حمايت همه‌ جانبه خود را تداوم بخشيده‌اند.
آیت الله قره‌باغي اذعان داشت: به گفته رياست محترم جمهوري در اين روز تاريخي سيل خروشان ملت ايران به حركت درآمد و بنياني برپا كرد كه آغاز جهش بشريت به سمت قله‌هاي نور و كمال است.
وي اظهار كرد: انتخابات دهم رياست جمهوري صحنه ديگري براي اثبات حمايت همه ‌جانبه ملت ايران از كارگزارانشان است كه هيچ نوع تهديد و وعده‌اي نمي‌تواند اين حضور را كم‌رنگ كند.
آیت الله قره‌باغي گفت: امام خميني (ره) با تشكيل اين نظام سرانجام به هدف الهي خويش دست يافت كه اين هدف نه تنها محدود به مرزهاي اين سرزمين نشد بلكه اكنون شاهد همه‌گير شدن تفكر آن در بين ملل دنيا هستيم.
وي خاطرنشان كرد: وحدت بين كارگزاران دولتي و مردم در هر قشر و طبقه‌اي از عوامل اساسي در پيروزي انقلاب اسلامي و تداوم آن تا امروز است.
آیت الله قره‌باغي با اشاره به شعار نه غربي نه شرقي، جمهوري اسلامي افزود: تحقق كامل اين شعار در 30 سال گذشته بر جهان ثابت شد در حاليكه بسياري از عوامل استعمار و استبداد سعي در حذف اين شعار از سياست‌هاي ايران اسلامي داشتند.

معاینه فنی خودروها و صفهای طولانی آن....

قراراست ده ها هزار ماشینی که درارومیه تردد می کنند در یک مرکز برگه معاینه فنی بگیرند واین یعنی یک روز خستگی و کلافگی و معطل ماندن در صف هایی که معلوم نیست به صادر شدن برگه معاینه هم ختم شود ویا نه....

میان صف بلند ماشین ها شکاف چند متری افتاده و برای پر شدن این فاصله صدای بوق ها بلند شده است .
مردی خواب رفته پشت فرمان ماشین شتاب زده ماشین را روشن می کند و دو سه متری جلو می رود . صفهای طویل ماشین به ساعت ۹ صبح امروز به دو کیلومتر رسیده بودو ان طور که شمردم بیش از دویست ماشین در نوبت بودند.

بیشتر انان که ازساعت ۶ صبح در صف بودند بلاخره به محل مورد نظر بازرسین میرسند ولی بعلت اینکه یکی از چراغهای راهنمایی انها کار نمی کند برگه معاینه داده نمی شود و او باید فردا دوباره همان مسیر دو کیلومتری را منتظر بماند تا نوبتش برسد....

گاهی هم مشاهده میشود که برخی بدون رعایت نوبت برگه معاینه را گرفته اند و دارند می روند.

در اين صف ها چيزي جز عصبانيت و خشم شهروندان ازنا هماهنگي ها نيست.نه کسي دغدغه کاهش آلودگي هوا رادارد ونه سروسامان دادن به حال روز ماشين هايشان را .و فقط در این اندیشه هستند که تحت هر شرایطی برگ معاینه را دریافت نمایند چرا که از انتظار به ستوه امدند.

البته کاسبی سیب زمینی فروشان داغ است و مدام در حال فروش چایی و سیب زمینی و مخلوط هستند. البته فروش سیگار انها هم بلا است.

اما چاره کار کجاست و چگونه میشود که این دوکیلومتر را به دویست متر کاهش داد و زمانی که توسط مردم به هدر می رود را مانع شد،به راستی ایا با افزایش چند پلیس متخصص در این زمینه نمی توان مشکل را حل کرد و سرعت به کار داد و باعث ان شد که مردمی که در صفهای طویل مانده اند و ناراحت هستند  بر گذشتگانمان رحمت بفرستند.؟

آری اکنون عرضی خدمت مبارک سردار کرمی داریم که سردار عزیز اکنون بار دیگر این مشکل به دستان خودتان باز میشود و همانطور که امنیت را مرزهایمان بر قرار کردید،همانطور که اسایش را در محله هایمان با کیوسکهای ۱۱۰ فراهم نموده اید ،همانطور که در مراسم چهارشنبه سوری حفاظت نمودید از

 مال و ناموس مردم و.... اینبار نیز راه چاره ای بیاندیشد تا مردم اینگونه حیران خیابانهای سرو نمانند و به بزرگی و شایستگی تمام از شما یاد نمایند..

از همین جا از زحمات بی دریغ و شبانه روزی حضرتعالی و پرسنل خدوم پلیس تشکر مینماییم وامیدواریم که این مشکل را نیز حل نمایید.

 

اگر آقای دکتر قربانی پی گیر جدی نبودند حتماً پروژه پل میانگذر ارومیه باز نیمه تمام می ماند....

 

تمجیداستاندار اوایل انقلاب آذربایجان غربی از استاندار دولت نهم:اگر آقای استاندار پی گیر جدی نبودند حتماً پروژه باز نیمه تمام می ماند....

 اولین کسی بودم که برای ایجاد پل شهید کلانتری در سال 59 در دریاچه ارومیه با فرغون خاک خالی کردم».

این نخستین جمله جمشید حق گو دومین استاندار انقلاب اسلامی در آذربایجان غربی بود که در گفتگوی اختصاصی با سایت خبری استانداری به آن اذعان کرد.

صرف نظر از زوایای فکری و سیاسی دومین استاندار بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی وجه مشترک را با او در دغدغه برای توسعه استان یافتیم و شاید آن برای یک گپ کوتاه دست مایه خوبی باشد !

او در توجیه دلایل ایجاد پل شهید کلانتری معتقد است: ارومیه از عهد باستان در عرصه رقابت و تنازعات دولت های منطقه قرار داشت، از دوره آشورها و قتل عام هرکل پادشاه روم، طمع ورزی ها، آتش زدن خانه و کاشانه مردم حکایت های بی شماری در سینه دارد.

هر وقت دولت مرکزی ضعیف بوده طمع ورزی به ارومیه بیشتر شده و به واسطه اینکه همیشه از انزوا رنج می برد همواره مردم برای ایجاد راه مطمئن به مرکز ثقل کشور به دریا نگریسته اند، حتی شایعات متعددی از وجود راه از دریا در اعصار گذشته نیز وجود دارد و اینکه مردم ارومیه برای بهره مندی از پشتیبانی پایتخت به ایجاد راه مطمئن از دریاچه می اندیشند، در دوره قاجارها به واسطه ضعف حکومت در تهران امور در ارومیه را عثمانی انجام می دادند.

سال های اول انقلاب اسلامی بود و انقلاب نیز کارهای انقلابی طلب می کند چه کار بهتر و مهمتر از آرمان های مردم که در طول تاریخ در سینه داشتند.

من استاندار بودم خصوصاً در سال های اول انقلاب دست ما باز بود هرچند مشکلات نیز بود، مرحوم شهید موسی کلانتری که مدیرکل راه و ترابری بود یک روز ساعت 5/6 صبح آمد تا برویم روستای ساعتلو در منطقه باراندوز تا مسیری را برای ایجاد راه از نزدیک ببینیم.

و این موضوع در آن روز قطعی شد او اعتقاد داشت که آمده ایم کار بکنیم تا بعدها نگویند کار نکرده اند و . . .

من با همه وجود از طرح او استقبال کردم هرچند عده ای علیه ما تبلیغ کردند آنها می گفتند شهرهای در مسیر از رونق خواهند افتاد اما نمی دانستند راه به عنوان زیربنا برای همه شهرها و بخش ها منشأ خیر خواهد بود، البته منتقدین زیاد مقصر نبودند نگرش محدود آنها این تصور را ایجاد کرده بود که اقتصاد شهرها به هم پیوسته و متصل است.

این طرح را اعلام عمومی کردیم آقای حسنی، امام جمعه ارومیه نیز به آن جلوه دیگری داد انعکاس خبر در آن مقطع نیز بسیار شوک آور بود اما بسیج عمومی در شهر و هیجان مردم شور بپا کرد، همه در اقصی نقاط کشور در اندک مدت متوجه آن شدند، خبرنگاران آلمانی که شاهد نماز جمعه و اراده مردم در کنار دریا بودند گفتند: این انقلاب هرگز شکست نمی خورد.

مهندس فائزی، معاون عمرانی بود کار را باید شروع می کردیم از او متشکرم که کوتاهترین مسیر را انتخاب کردند برای اینکه در خاک ریزی انحراف ایجاد نشود با توپ پلاستیکی مسیر را علامت گذاری کردیم و سپس خاکریزی.

یک بار در مسیر جزیره اسلامی قایق حامل گروه دچار توفان شد و احساس کردیم از بین خواهیم رفت، در سی سال گذشته همه تلاش کردند لیکن پافشاری آقای دکتر قربانی بیش از همه بوده و در باور من اگر ایشان در این استان مسئولیت پیدا نمی کردند این طرح همچنان ناتمام می ماند لذا اعتقاد دارم جدیت او موجب شد کار تمام شود.

البته در سی سال گذشته نباید تلاش دیگران را ندیده گرفت، اما در باور من کار را آن کسی کرد که تمام کرد، اگر آقای استاندار پی گیر جدی نبودند حتماً پروژه باز نیمه تمام می ماند.

باید کوشش شود آن سوی پل نیز اتوبان شود و اتوبوس ها نیز بتوانند از مسیر عبور کنند، به عقیده من پل شهید کلانتری هدیه انقلاب اسلامی است نباید ناقص بماند من نیز وقتی راضی می شود که شاهد عبور قطار از مسیر باشم همه ماشین ها از آن عبور کنند.

ضروری است برای پی بردن به اهمیت این پل تاریخ منطقه را مرور کنیم تا بدانیم چقدر اهمیت داشته در حال حاضر نیز پل شهید کلانتری را کریدور ایران و اروپا تلقی می کنم.

تنگ نظری ها را در طولانی شدن اجرای پروژه نباید فراموش کنیم، تنگ نظری ها انسان را از واقعیت ها دور می کند، البته خیلی ها افکارشان فراتر از محیطی که زندگی می کنند نیست، خیلی ها فراتر از شهر و دروازه شهرشان را نمی بینند، اظهارنظر این گونه افراد به توسعه شهر و استان و منطقه لطمه می زند، محدود نگری دنیا را محدودتر و ایجاد اختلاف می کند و اختلاف هرگز عامل توسعه نخواهد بود.

من همیشه از شروع کار احداث پل شهید کلانتری احساس افتخار کرده ام، اگر بتوانیم امنیت را نهادینه سازیم توسعه فراهم می شود و توسعه راه را برای رفاه عمومی هموار می سازد، پل شهید کلانتری امروز برای همه در سراسر ایران و حتی مردم کشورهای منطقه پیام دارد.

پل شهید کلانتری نماد آذربایجان به خصوص ارومیه خواهد بود، پل شهید کلانتری در سی سال اخیر حس ملی را تقویت کرد، امروز بسترها آماده شده استاندار بیشتر از هر زمان و همه کس با کارهایی که در پیش روی دارد به توسعه پایدار منطقه امیدوار می کند، انگیزه آقای دکتر قربانی بسیار بالا است.

ایشان مقتدرانه از منافع استان دفاع می کند نزدیکی او به دولت دیگر امتیاز ایشان است که برای توسعه استان باید قدر او را بدانیم، چندین بار در مجمع استانداران او را ملاقات کرده ام با افکار و اندیشه های او آشنا هستم آرزو می کنم همه برنامه ها و آرزوهایش در این استان که بومی نیز است و به درد و دل مردم آشناتر است تحقق یابد.

سفر حاج مهدی کروبی به ارومیه وپشت پرده ان....

پس و پیش پرده آمدن و رفتن کروبی به آذربایجان غربی
دبیر کل حزب اعتماد ملی صبح روز دوشنبه هیجدهم اسفندماه 87 از طریق فرودگاه ارومیه وارد آذربایجان غربی می شود.
در مسیر سفر تصادفا وی که به همراه علی عبدالعلی زاده، وزیر سابق ارومیه ای مسکن در هواپیما بودند با رحیم قربانی استاندار آذربایجان غربی همسفر می شوند.
قربانی تمام طول مسیر را با این دو چهره اصلاح طلب گفتگو و تبادل نظر می کند. استاندار ضمن اینکه آنان را در جریان توفیقات دولت نهم در استان می گذارد، به مقایسه مجموعه رفتارهای سیاسی دو جریان حاکم و سابق در خصوص مدیریتهای استان و مواجهه هر دو جناح سیاسی با مشکلات و کاستیها و توسعه آذربایجان غربی می پردازد.
استاندار از کروبی دعوت می کندتا دیداری نیز از دستاوردهای صنعتی، علمی، فرهنگی و اقتصادی دولت در استان داشته باشد، ضمن اینکه درخواست می کند تا از امکانات رفاهی – اقامتی استانداری در صورت نیاز نیز استفاده بشود که شیخ اصلاحات نمی پذیرد.
کروبی بعد از فرود در ارومیه و حضور در باغ رضوان و دیدار با جمعی از خواص و سیاسیون همفکر خود در هتل مروارید( محل اقامتش) برای رفتن به سینما تربیت و سخنرانی عمومی ای که از دو روز قبل تبلیغاتش بر درو دیوار شهر بود آماده می شود. وی به همراه حدود 60 نفراز همراهان به خیابان امام رفته و به محض اینکه با پارچه نوشته: « به علت تعمیرات اساسی تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد» مواجه می شود، یکدستگاه خودروی سایپا و یک بلندگوی دستی بلافاصله در اختیارش قرار داده میشود تا شیخ اصلاحات بر بالای آن به گلایه از استاندار و مسئولین و عدم دعایت مهمان نوازی بپردازد و اینکه وامظلومیتا!...
البته برای تیم حزب اعتماد ملی و همراهان چندان هم بد نشد و وضعیت بوجود آمده در پرازدحام ترین منطقه شهر ارومیه آنهم در آستانه سال نو و آنهم در ورودی خیابان معروف خیام زمانیکه با ساز و اواز و جلمان هم همراه باشد که نور علی نور است!
نکته جالب توجه اینکه وبلاگها و سایتهای همسو در عرض چندساعت مطالبی غیرواقع روی خروجی خود گذاشتند که با توجه به رویدادهای قبلی و صرف زمان دو سه روزه در انتشار اینگونه خبرها از جانب این وبلاگها و سایتها به نظر می رسید که شاید مطالب از قبل پیش بینی و شاید تایپ شده(!) بوده(!) باشد!
اما ماجرا از چه قرار بود؟ به علت اینکه سالن سینما تربیت ارومیه به دلیل رکود وضعیت سینماهای کشور در حال حاضر برای انتفاع غیرمرتبط در اختیار اشخاص، جریانها، انجمنها، شرکتها، گروههای هنری، سیاسی و امثالهم قرار می گیرد در این مورد نیز فرض بر این شد تا قاعده ماضی رعایت شود اما چون سینما در دست تعمیر بود امکان در اختیار قرار دادن آن میسر نبوده، اصرار تیم تدارکاتی و حفاظتی سفر کروبی هم در نوع خود جالب توجه بود که ایشان تاکید داشتند که حتی اگر شد بصورت سرپایی و در محل بدون صندلی هم بخواهیم برنامه را اجرا کنیم باید باید این برنامه در سینما تربیت باشد! صندلی های سینما تربیت از چند روز قبل برای تعمیرات اساسی کنده شده بودند.
استاندار حتی به معاون سیاسی – امنیتی اش دستور داده بود تا امکانات خانه جوان استانداری در اختیار کروبی قرار داده شود که به مراتب شیک تر و تروتمیزتر بود. اما اعضای حزب اعتماد ملی همچنان اصرار داشتند که برنامه باید در این سینما برگزار شود.
با وجودیکه محل مورد نظر در حال تعمیرات اساسی بود و به مهمانان این موضوع اطلاع داده شده و پارچه ای نیز بر سردرب آن نصب شد ولی کلید سینما در اختیار تیم تدارکاتی کروبی قرار داده شد تا در صورت اصرار بر حضور در سینما با درهای بسته مواجه نشوند و این نکته جالب توجه است که تیتر بسیاری از وبلاگها در همان روز به « درهای بسته به روی کروبی» اختصاص داشت در حالیکه در واقع امر هیچ دری بسته نبود!!
نکته جالب توجه تر اینکه علی رغم غیرقانونی بودن تجمع حزب اعتماد ملی مقابل سینما تربیت ارومیه در یکی از شلوغ ترین روزها و شلوغ ترین ساعات سال، نیروی انتظامی به دستور شورای تامین استان در حفظ نظم و امنیت سخنرانی تا پایان مراسم سنگ تمام گذاشت و هیچ اتفاق غیرمتعارفی در طول برگزاری برنامه « غیرمتعارف»،«غیرمعمول» و «جنجالی» مهدی کروبی رخ نداد!
بعدد از هیاهوهایی که متعاقب این رویداد و بصورت کاملا سازماندهی شده به راه افتاد استاندار آذربایجان غربی با تشکیل جلسه ای با عتاب به مسئولین از جمله معاونت سیاسی، مدیر کل سیاسی انتظامی و مدیر عامل هلال احمر از آنها می خواهد تا اگر در غائله بوجود آمده تقصیری بر گردن دارند فورا استعفای خود را بنویسند!
قربانی بعد از استماع توضیحات مدیران مربوطه و ارائه دلایل و مستندات متقاعد شده و در جلسه بیست و هشتم اسفند تمام ماوقع را به خبرنگاران توضیح داد.