سه شنبه گذشته و بعد از دهها روز برنامه ریزی برای حضور آقای موسوی کاندیدای ریاست جمهوری در ارومیه بلاخره ایشان وارد ارومیه شدند و مورد استقبال مردم استانهایی آذربایجان غربی و شرقی در ارومیه شدند. و همانطور که در برخی از سایتهای رسمی از ریخت و پاشهای میلیونی خبر داده شده بود چنین شد و هزاران برگ برچسب و عکس میرحسین در خیابانها و روستاها و.... برسرمردم ریخته شد و همانطور که اینا نیوز وعده داده بود بیش از صد دستگاه اتوبوس و مینی بوس اجاره گرفته شده بود تا مردم را از شهرهای قره ضیاالدین،ماکو،شوط،ایلخچی،خوی،سلماس،مرند،گلمانخانه،تکاب،میاندواب،مراغه و شهرهای دیگر به ارومیه برسانند که البته تعدادی از اتوبوسها . مینی بوسها در اطراف ورزشگاه بوده و بقیعه انان در دره چایی ،خیابان ساحلی و ترمینال شهری ارومیه اسکان داده شده بودند تا بعد از اتمام مراسم و صرف شام حرکت کرده و به شهر خویش بازگردند که البته همه اینها را مردم مشاهده نمودند و جایی برای بحث در این مورد نیست اما نمی دانم که وبلاگ نویس عزیزمان که با عتاب  وشتاب فراوان اینا نیوز را به باد انتقاد گرفته بود چگونه میتواند اینها را تکذیب کند .اری مراسم شروع شد و اقای میر حسین موسوی که اولاد فاطمه است با شال سبز وارد شد اما افسوس از اینکه او ایام فاطمیه را تسلیت میگفت و حاضران با شال سبز سوت و کف می زدند و شالهای که دختران برسر داشتن همگی بر گردنشان بود ودر حضور اولاد فاطمه محرم و نامحرمی نبود و دریغ از یک تذکر...

سبزپوشيتان از بهر چيست؟
از بهر سيدي که او فاطميست؟

آيا اين رقاصي ها و بي حجابي ها و تبرّج ها در شأن سبزپوشان حامي فرزند فاطمه است؟
آيا آن بانوي اسوه عفاف و تجلّي همه فضيلت ها تجويز کرده دختران با مانتوهاي تنگ جلوي مردان نامحرم بالا و پايين بپرند آن هم در ايام عزاي اهل بيت(عليهم السلام)؟

بلاخره مراسم انتخاباتی اقای موسوی بود وباید اینها را تحمل میکردیم وخون غورت میدادیم اما این اخر قضیه نبود وقتی به بنری که در ورزشگاه نصب شده بود نگاه میکردم از قول اقای موسوی نوشته شده بود که گشتهای ارشاد را جمع میکنم ،واین نکته امیدی بود برای دختر و پسرهای که ورزشگاه را بر خیام واستادان ترجیح داده بودند و در بیرون ورزشگاه به نیروهای نظامی افترا میگفتند و پلیس را مسخره میکردند حال باید بدانند که اگر پلیس نبود شب نمی توانستند در منزل سر بربالین بگذارند وبخوابند و روز هم به سر کار بروند و یاغیان و عربده کشان در هنگام تردد شان چنان اسیب به انها میزدند که ارزوی مرگ میکردند،اما با این همه حال گشتهای پلیس هم جمع خواهد شد.!راستش یادم رفت از مجری برنامه بگویم که ظاهرا چند ماهی میشد که تمرین کرده بود تا در مراسم به ترکی سخن براند وانصافا هم به زیبای هر چه تمام ترکی را صحبت میکرد وباعث ان میشد که جماعت حاضر درمراسم به وجد بیایند اما دریغ از یک معذرت خشک خالی اقای موسوی به علت توهین یاور وبرادرش به ترکها و اذریها که البته جایی سئوال دارد وهر چه تقلاءمیکنم دلیل ان تهمت و این بی مهری از جانب اقای موسوی را نمیدانم که البته میخواهم که اقای موسوی در برنامه خود در رسانه ملی علت ان را توضیح بدهد انشاالله.راستش گفتنی ها در مورد حضور اقای موسوی در ارومیه زیاد است از گذاشتن سرود ملی در ابتدایی مراسم توسط مجری و همراهی بانوان با یار دبستانی من همراه ان، از شعارهای زیبای یک یا حسین با میر حسین تا رقاصي ها و بي حجابي ها و تبرّج ها ،از اتوبوسهای برون شهری تا شام عزیزان مسافر از راه بندان اتوبوس نارنجی ایران ۲۲ تاتوهین به پلیس راهنمایی رانندگی،از عربده کشی افراد سواره بر پرادوها و ماکسیماها تا بوق زدن و چراغ زدن ماشینهایشان در ایام فاطمیه،از پایکوبی و کف و صوت و دست دادن ها تا جمع کردن گشت ارشادها....و هزاران نکته دیگر که زبان از گفتن ان شرم دارد.

 در هر صورت، خدا به خیر گردونه! آدم باید در این دوره و زمونه چه چیزهای عجیب و غریبی را بشنود و ببیند و بعد هم بتونه مثل اب خوردن انها را فراموش بکنه....اما سخن اخر اینست که گرچه همه نمادهاي مقدس ما را هم چند صباحي به لجن بکشند، راه ما و آرمان هاي ما هرگز قابل دست يازي نيست و به تعبير شهيد آويني: چه خوبست که خفاش ها هرگز دستشان به آسمان نمي رسد..سالار

سید تنها به رنگ سبز نیست/هیچ دانی مادرسادات کیست/سبزیعنی عاشق مولاشدن/پشت درب حیدری زهرا شدن/سبزیعنی عشق تا شوروبلا/باحسین فاطمه درکربلا/سبزیعنی ساقی ومست هدف/همچوعباس یل شاه نجف/طالب سبزم نه ان سبز ریا/سبز توبازیچه شد یا مهدیا.