دبیر کل حزب اعتماد ملی صبح روز دوشنبه هیجدهم اسفندماه 87 از طریق فرودگاه ارومیه وارد
آذربایجان غربی می شود.
در مسیر سفر تصادفا وی که به همراه علی عبدالعلی زاده، وزیر سابق ارومیه ای مسکن در هواپیما بودند با رحیم قربانی استاندار آذربایجان غربی همسفر می شوند.
قربانی تمام طول مسیر را با این دو چهره اصلاح طلب گفتگو و تبادل نظر می کند. استاندار ضمن اینکه آنان را در جریان توفیقات دولت نهم در استان می گذارد، به مقایسه مجموعه رفتارهای سیاسی دو جریان حاکم و سابق در خصوص مدیریتهای استان و مواجهه هر دو جناح سیاسی با مشکلات و کاستیها و توسعه آذربایجان غربی می پردازد.
استاندار از کروبی دعوت می کندتا دیداری نیز از دستاوردهای صنعتی، علمی، فرهنگی و اقتصادی دولت در استان داشته باشد، ضمن اینکه درخواست می کند تا از امکانات رفاهی – اقامتی استانداری در صورت نیاز نیز استفاده بشود که شیخ اصلاحات نمی پذیرد.
کروبی بعد از فرود در ارومیه و حضور در باغ رضوان و دیدار با جمعی از خواص و سیاسیون همفکر خود در هتل مروارید( محل اقامتش) برای رفتن به سینما تربیت و سخنرانی عمومی ای که از دو روز قبل تبلیغاتش بر درو دیوار شهر بود آماده می شود. وی به همراه حدود 60 نفراز همراهان به خیابان امام رفته و به محض اینکه با پارچه نوشته: « به علت تعمیرات اساسی تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد» مواجه می شود، یکدستگاه خودروی سایپا و یک بلندگوی دستی بلافاصله در اختیارش قرار داده میشود تا شیخ اصلاحات بر بالای آن به گلایه از استاندار و مسئولین و عدم دعایت مهمان نوازی بپردازد و اینکه وامظلومیتا!...
البته برای تیم حزب اعتماد ملی و همراهان چندان هم بد نشد و وضعیت بوجود آمده در پرازدحام ترین منطقه شهر ارومیه آنهم در آستانه سال نو و آنهم در ورودی خیابان معروف خیام زمانیکه با ساز و اواز و جلمان هم همراه باشد که نور علی نور است!
نکته جالب توجه اینکه وبلاگها و سایتهای همسو در عرض چندساعت مطالبی غیرواقع روی خروجی خود گذاشتند که با توجه به رویدادهای قبلی و صرف زمان دو سه روزه در انتشار اینگونه خبرها از جانب این وبلاگها و سایتها به نظر می رسید که شاید مطالب از قبل پیش بینی و شاید تایپ شده(!) بوده(!) باشد!
اما ماجرا از چه قرار بود؟ به علت اینکه سالن سینما تربیت ارومیه به دلیل رکود وضعیت سینماهای کشور در حال حاضر برای انتفاع غیرمرتبط در اختیار اشخاص، جریانها، انجمنها، شرکتها، گروههای هنری، سیاسی و امثالهم قرار می گیرد در این مورد نیز فرض بر این شد تا قاعده ماضی رعایت شود اما چون سینما در دست تعمیر بود امکان در اختیار قرار دادن آن میسر نبوده، اصرار تیم تدارکاتی و حفاظتی سفر کروبی هم در نوع خود جالب توجه بود که ایشان تاکید داشتند که حتی اگر شد بصورت سرپایی و در محل بدون صندلی هم بخواهیم برنامه را اجرا کنیم باید باید این برنامه در سینما تربیت باشد! صندلی های سینما تربیت از چند روز قبل برای تعمیرات اساسی کنده شده بودند.
استاندار حتی به معاون سیاسی – امنیتی اش دستور داده بود تا امکانات خانه جوان استانداری در اختیار کروبی قرار داده شود که به مراتب شیک تر و تروتمیزتر بود. اما اعضای حزب اعتماد ملی همچنان اصرار داشتند که برنامه باید در این سینما برگزار شود.
با وجودیکه محل مورد نظر در حال تعمیرات اساسی بود و به مهمانان این موضوع اطلاع داده شده و پارچه ای نیز بر سردرب آن نصب شد ولی کلید سینما در اختیار تیم تدارکاتی کروبی قرار داده شد تا در صورت اصرار بر حضور در سینما با درهای بسته مواجه نشوند و این نکته جالب توجه است که تیتر بسیاری از وبلاگها در همان روز به « درهای بسته به روی کروبی» اختصاص داشت در حالیکه در واقع امر هیچ دری بسته نبود!!
نکته جالب توجه تر اینکه علی رغم غیرقانونی بودن تجمع حزب اعتماد ملی مقابل سینما تربیت ارومیه در یکی از شلوغ ترین روزها و شلوغ ترین ساعات سال، نیروی انتظامی به دستور شورای تامین استان در حفظ نظم و امنیت سخنرانی تا پایان مراسم سنگ تمام گذاشت و هیچ اتفاق غیرمتعارفی در طول برگزاری برنامه « غیرمتعارف»،«غیرمعمول» و «جنجالی» مهدی کروبی رخ نداد!
بعدد از هیاهوهایی که متعاقب این رویداد و بصورت کاملا سازماندهی شده به راه افتاد استاندار آذربایجان غربی با تشکیل جلسه ای با عتاب به مسئولین از جمله معاونت سیاسی، مدیر کل سیاسی انتظامی و مدیر عامل هلال احمر از آنها می خواهد تا اگر در غائله بوجود آمده تقصیری بر گردن دارند فورا استعفای خود را بنویسند!
قربانی بعد از استماع توضیحات مدیران مربوطه و ارائه دلایل و مستندات متقاعد شده و در جلسه بیست و هشتم اسفند تمام ماوقع را به خبرنگاران توضیح داد.