کسی نشانی وبلاگمان را نمیداند برای خودمان مینویسیم و چند نفری بیشتر نمی خوانند...
یکه و تنها گوشه اتاقمان پشت میز کامپیوتر نشستهایم. کسی نشانی وبلاگمان را نمیداند. برای خودمان مینویسیم و چند نفری بیشتر نمی خوانند... غافل از اینکه بعضی ها شغلشان خواندن نوشتههای ماست.
مانند «مرکز منابع باز» وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا که وظیفه دارد در اینترنت، سایتها و وبلاگهای شخصی جستجو کند و پس از جمعآوری و ترجمه اطلاعات بدست آمده، آنها را تجزیه و تحلیل کند.وبلاگنویسان به خودشان اجازه میدهند درباره همه چیز اظهار نظر کنند؛ از روش تدریس استادشان در دانشگاه گرفته تا علت پیروزی لبنان در جنگ سی و سه روزه از خشک شدن دریاچه و به پیشواز رفتن رئیس جمهور! روزنامه های آنلاین و خبرگزاریها هم جریان وبلاگنویسی را زیر ذره بین صفحه کلیدشان گرفتهاند و هر کدام روایتی از آنچه دیدهاند را بازگو میکنند.
امروزه ما شاهد ان هستیم که بار دیگر اهانتها،انتقادها و موضعگيريها نسبت به روحانیت معزز گرفته میشود که شاید اولین ان توسط نوریزاد که آلت دست دشمنان انقلاب اسلامی می باشد بر علیه مراجع بوده است و امروز هم ما می بینیم که در شهرهای کوچک نیز شاگردان نوریزاد ها دنبال این هستند که به روحانیون شهرستانها لطمعه وارد کنند که نمونه واقعی ان توهین نسبت به امام جمعه نستوه ارومیه است نسبت به مصاحبه اخیرش در مورد اقای مشایی که فرموده بودن مشایی قران را در ارومیه با صدای خوش قرائت می کردند که همین گونه نیز بود وبر همگان پوشیده نیست که مشایی در زمان حضور در ارومیه به عنوان نیروی ارشد امنیتی چه رشادتهای انجام داده است که شاید در ان زمان ما در حال بازی لی لی بودیم اری هم اکنون مشایی اشتباهی انجام داده است که البته انسان جایز الخطا می باشد ولی این را نباید به حساب دیگران واحمدی نژاد نوشت و باید گفت که اقا ما نباید به استقبال ایشان برویم که این عین بی مروتی است.پس بهتر است کمی در گفته هایمان تجدید نظر کنیم و این را بدانیم که اگر حسنی نبود شاید ارومیه بیش از این کشته و مجروح در جریان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی می داد و اگر هم اکنون نیز حسنی نبود شاید ما با این ارامش خاطر در خانه هایمان نبودیم .حال این نوشته هایتان عند بی اخلاقی ،عند تعصب گرایی والبته تحمل نکردن عقاید افراد وگفتن اینکه چرا به انجا نرفته و اینجا امده ایا این نه این است که ما به عقاید افراد توهین می کنیم پس گفتار شما وبا فکر و نوشتار شما کاملا متناقض است.
در مورد اب دریاچه ارومیه که خشک شدن ان افت بزرگی برای شهر مان است وشاید با خشک شدن ان محیط شهر هم عوض شده وما را دچار مصیبتهای نمایید باید گفت که باید مسئولین امر نسبت به این امر کاملا اگاه باشند و اقدامات لازم را مبذول کنند اما این را هم باید گفت که این پدیده نمی تواند سبب این باشد که ما هرچه می خواهیم نثار مسئولین ودولت بکنیم که اقا شما باعث خشک شدن دریا شده اید نه اینطور نیست بلکه این در اثر بارش کم باران ونزولات الهی می باشد که هم اکنون نیز سه دریاچه دیگر بختگان، ارژن و طشک در استان فارس به دلیل«خشکسالی و کمبود بارندگی» خشک شده اند که لابد باید خشک شدن انها را نیز بر گردن احمدی نژاد بندازیم واقعا که جای افسوس دارد که این چنین تعصب گرایانه سخن بگوییم.
اری این روزها هم چند صباحی است که میگذرد و همه ما رفتنی هستیم اما خوش به حال انکه با اعمال صالحی برود .....
پس هم اکنون نیز می توانیم برگردیم و از گذشته خود توبه کنیم که خداوند با توبه کنندگان است.