شنبه هفته اینده با حضور وزیر کشور و مقامات کشوری و استانی دکتر قربانی تودیع و حاج وحید جلال زاده معارفه خواهد شد که بی شک یکی از ماندگارترین روزهای استان در تاریخ خواهد بود چرا که استانداری ولایی و خدمتگزار و عدالت محور می رود و استانداری عدالت محور و ولایی و خدمتگزار با نیرو و انرژی فراوان می ایید.
بلاخره بعد از کش و قوس های فراوان استاندار اذربایجان غربی انتخاب شد و بدین ترتیب وحید جلال زاده مرد عرصه های جبهه و جنگ و خدمت به عنوان استاندار انتخاب شد.
جلال زاده اولین نفر ،از سه نفر معرفی شده توسط نماینده ولی فقیه به رئیس جمهور بوده است که به این سمت منصوب شد.
انتصاب جلال زاده باعث خوشحالی قریب به اتفاق مردم اذربایجان شده است چرا که مردم طعم استاندار بومی را با فعالیتهای بیکران قربانی در اذربایجان چشیده بودند و می دانستند که اگر فردی غیر بومی به استان بیایید همانند دوران هشت ساله اصلاحات استان دوباره عقب گرد خواهد داشت و کارهای عمرانی فرهنگی که قربانی شروع کرده بود نیمه تمام خواهد ماند.هر چند این انتصاب واکنش برخی افراد خودخواه را در بر داشته و از هم اکنون نیز در تخریب استاندار عدالت محور هستند.
در هر حال ضمن عرض خسته نباشید خدمت اقای دکتر قربانی و ارزوی توفیق به ایشان در عرصه خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی قدوم پر خیر و برکت حاج وحید را ارج می نهیم وبه عنوان دانشجوی ولایی در خدمت دولت و مردم اذربایجان با اهداف والایی استاندار هستیم.

گفتم بنویسم به یاد تو !!!
یادم آمد که پیشتر از غافلان بوده ام .
گفتم بنویسم با عشق به تو!!!
یادم آمد هنوز عاشق نشده ام.
گفتم پس بگذار کمی باخورشید باشم برای طلوع !!!
یادم آمد که من سالها پیش غروب کرده ام.
گفتم پس بگذار کمی دعا کنم برای آمدنت !!!
گفتم:
اللهم عجل لولیک الفرج
سایت خبری بازتاب انلاین امروز طی خبری رحیم قربانی استاندار آذربایجان غربی را غایب اصلی گردهمايي استانداران سراسر کشور دانسته است و یاد اور شده است که قربانی با احمدی نژاد مشکل دارد وبه همین دلیل در اجلاس استانداران شرکت نکرده است، که این خبر از مبنا اشتباه می باشد چرا که دکتر قربانی برای شرکت در یک جلسه اداری به یکی از کشورهای همسایه سفر کرده است و البته این مسافرت تا فردا نیز ادامه خواهد داشت واین در حالی است که جلسه کاری قربانی با اطلاع مسئولین وزارت کشور بوده و به تبع ان قربانی نمی توانست در اجلاس استانداران شرکت نمایید.که البته این خلاءاطلاع رسانی شاید بر می گردد به سایت استانداری که در این زمینه کم کاری داشته است.
در عین حال باید گفت که دوستی قربانی با احمدی نژاد به سی سال قبل بر می گردد و به نظر نمی ایید که اختلافی در بین این دوچهره عزیز پیش بیاید ،واینگونه اظهار نظرها نمی تواند مانع وحدت و همدلی دو نفری باشد که از دوران انقلاب و جنگ و کار ودانشگاه ودولت با هم بوده و هستند.
اما در مورد اینده استانداری اذربایجان غربی باید گفت که جعفرزاده رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در مصاحبه ای که با ایرنا داشته از ادامه ماموریت دکتر قربانی بعنوان استاندار اذربایجان غربی تا یکسال اینده یاد کرده که بدین ترتیب تمامی گمانه زنی ها در این زمینه منتفی شده است.
در مورد مدیران مشکل دار و حامیان اغتششات نیز باید از دکتر قربانی استدعا نماییم که برخورد مقتضی را انجام دهند.
استاندار آذربایجان غربی در جلسه شورای اداری استان که ظهر چهارشنبه تشکیل شده بود با اهدای
لوح تقدیر از مشارکت مطلوب سازمان دارائی آذربایجان غربی در کسب رتبه های برتر در بسیاری از جشنواره ها استانی و کشوری قدردانی نمود.
در فرازهایی از این لوح سپاس آمده است :" سرافرازی میهن اسلامی مرهون زحمات افرادی است که با اعتقاد به توسعه متوازن،بی هیچ انتظاری و تنها در سایه تلاش صادقانه به امید دسترسی به حلاوت رضایت خالق و مردم شریف کشورمان گام بر می دارند. بدین وسیله مراتب تقدیر و تشکر خود را از جنابعالی و همکاران خدوم و تلاشگر آن دستگاه اعلام می دارم."
لازم به ذکر است که سازمان امور اقتصادی و دارائی آذربایجان غربی در سال گذشته موفق به دریافت چندین رتبه عملکردی برتر در زمینه های سنجش رضایتمندی، طرح تکریم مردم، عملکرد اداری ، روابط عمومی و... شده است.
شایان ذکر است که حاج مرتضی از یادگاران عزیز ۸ سال دفاع مقدس می باشد که با بدست گرفتن مدیریت سازمان اقتصادی استان توانسته تا حد زیادی تحول در مدیریت ایجاد کند وبخش عظمی از کارهای اداری چه در بخش سهام عدالت صندوق مهر امام رضا(ع) تعاونی مهر و .... را براورده سازد.
وبلاگ سالار پیش بینی میکند حاج مرتضی طی سال اتی جزو مدیران منتخب کشوری باشد انشالله.
روز دوشنبه که بیانیه سیزدهم میرحسین موسوی منتشر شد، برخی رسانهها، با تیتر "درخواست میرحسین موسوی از دانشجویان برای لغو تجمع فردا " آن را پوشش دادند.
این تیتر تامل برانگیز علاوه بر اینکه دستور تجمع غیرقانونی در دانشگاه را به موسوی نسبت میداد، سوالاتی را در ذهن مخاطبان ایجاد کرد. اینکه دستور تجمع غیرقانونی چه زمانی صادر شده و چرا اکنون موسوی خواستار لغو آن شده است؟
از سوی دیگر آیا حامیان میرحسین که به گفته منابع خبری در روزهای گذشته خبر تجمعات غیرقانونی در دانشگاه را داده بودند، از خواسته خود صرف نظر و به فرمان موسوی او گوش خواهند کرد؟ یا تنها تا زمانی از میرحسین دم میزنند که مواضع دلخواهشان را اتخاذ کند؟
رویدادهای پس از بیانیه موسوی اما موضوعات جالبی را نمایان ساخت. چرا که یک روز پس از صدور آن، مریم رجوی، همسر سرکرده گروهک منافقین در بیانیهای از دانشجویان خواست تا در دانشگاهها اغتشاش کنند؛ که اتفاقاً پیرو این بیانیه و تبلیغات همسوی رسانههای بیگانه، عدهای در دانشگاه تهران جمع شدند و شعارهای نامتعارف دادند.
به دنبال این، بار دیگر آنچه رسانههای حامی موسوی از آن به عنوان درخواست میرحسین موسوی برای لغو تجمعات، یاد کرده بودند، با بیتوجهی حامیان وی مواجه شد.
براین اساس عدهای از سبزها روز سه شنبه در دانشگاه شریف دور هم جمع شدند و کوشیدند تا به نوعی اتفاقات روز دوشنبه دانشگاه تهران را تکرار کنند.
البته این تمام مصادیقی نیست که عبور از خواسته و فرمان موسوی نشان میدهد چرا که در جریان سفر رئیس جمهور به نیویورک عدهای که گفته شده از اعضای گروه منافقین و سلطنتطلبان هستند، در مقابل سازمان ملل تجمع کردند و علیه احمدینژاد و فلسطین و لبنان شعار دادند.
در دست آنان هم تصویر میرحسین موسوی بود و هم پرچم اسرائیل؛ بدون شک میرحسین از این اتفاق چندان خوشحال نبوده است چرا که حتی برای ظاهر سازی هم که باشد بارها اعلام کرده اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد.
پیش از سفر احمدی نژاد به چیزی مشابه این اتفاق در راهپیمایی روز قدس رخ داد؛ شعار سبزها در آن روز "استقلال آزادی جمهوری ایرانی" بود؛ شعاری که با آنچه میرحسین موسوی در مواضعش عنوان کرده، کاملا متفاوت است. او در آخرین بیانیه خود هم اعلام کرد: ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را میخواهیم.
بر پایه این رویدادهاست که گفته میشود رهبری سبزها از سوی جریانی به غیر از موسوی است، چرا که هر اقدامی که از سوی سبزها اجرا میشود از چندین روز قبل توسط جریاناتی خارج از مرزهای کشور در محیطهای مجازی از جمله سایتهای "فیسبوک" و "بالاترین" به صورت گسترده تبلیغ شده و پس از آن توسط رسانههای بیگانه همچون تلویزیون "بیبیسی" و "صدای آمریکا" و ... انعکاس داده و تبلیغ میشود.
هنگامی که مهدی کروبی در نامه خود به هاشمی رفسنجانی شایعه "تجاوز جنسی" را مطرح کرد، سایتهای فیس بوک و بالاترین پر شد از افرادی که هر کدام از به نوعی تجربه شخصی خود در مورد ادعای کروبی خاطرهای نقل کرده بود!
در مجموع به نظر میرسد که رهبری سبزها در عمل با خواستهها و رویکرد افرادی چون موسوی و کروبی هماهنگ نیست و حتی پس در هفتههای اخیر در مواردی زیادی خارج از اختیار آنان است.
برخی تحلیلگران بر این عقیدهاند، هدایتکنندگان جریان سبز از موسوی و کروبی تنهابه عنوان وسیلهای برای تحرک و عبور از خطوط مختلف بهره گرفتهاند چرا که به اعتقاد آنان حرکت در مسیر مورد نظر در زیر پرچم سران سابق نظام آسانتر است.
کاندیداهای شکستخورده اصلاحطلب هم در این میان با سکوت خود و عدم اعلام برائت از رفتارهای ساختارشکنانه اخیر اجازه تداوم این رفتار را دادهاند و حتی چنین گفته میشود که آنان خود را مجبور به تبعیت از این جریان به راه افتاده میدانند چرا که خواستههای خود را دور از دسترس میبینند.
شاید منطقیترین کار از سوی افرادی چون موسوی و کروبی که مدعیاند هنوز در چارچوب نظام فعالیت میکنند، محکوم کردن رفتارهایی باشد که به کام جریانات ضد ایرانی تمام میشود.
در صورت وقوع این امر از سوی رهبران اصلاح طلب باید منتظر ماند و شاهد عکس العمل سبزها نیز بود تا همه چیز نه تنها به حرف بلکه در عمل نیز مشخص شود؛ هر چند که تجمعات غیرقانونی دانشگاه تهران و شریف محکی جدی برای سنجش میزان فرمانبری سبزها از موسوی بود.
آیت الله غلامرضا حسني نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه قهرمان ارومیه ظهر امروز در خطبههاي
نماز جمعه اين هفته افزود: وظيفه تمام مسئولان تامين نيازهاي اقشار كم درآمد است.
وي با اشاره به ظهور امام عصر (عج) تصريح كرد: حضرت با ظهور خود جامعه را با عقل و عدل اداره ميكند و به مردم حيات ميبخشد.
نماينده ولي فقيه در آذربايجان غربي تصريح كرد: وقتي حضرت ظهور كرد، جامعه زنده ميشود و جامعه به عدل ميرسد و جان ميگيرد.
وي خاطرنشان كرد: پايبندي به عدل الهي سبب از بين رفتن استضعاف فكري و انديشهاي از خانوادهها ميشود.
امام جمعه اروميه تاكيد كرد: با ظهور آن حضرت، جامعه به سمت عقل و عدل ميرود كه براي جامعه بسيار اثربخش است.
وي تاكيد كرد: ايجاد بستر مناسب براي ظهور و عزت جهان اسلام در گرو مقاومت، پايمردي و رشادت مسلمين جهان در مقابل زورگويان است.
آیت الله حسني مهمترين وظيفه منتظران واقعي منجي عالم بشريت را در زمان غيبت تبعيت از ولايت فقيه دانست.
امام جمعه اروميه با اشاره به هفته دفاع مقدس اظهار كرد: دوران دفاع مقدس به پايان رسيده است اما جنگ حق عليه باطل هميشه زنده است و به همين خاطر ما نيز هميشه بايد بيدار و آماده باشيم.
آیت الله حسني اذعان كرد: مزاحمتهاي دشمنان در طول 30 سال انقلاب اسلامي همواره بوده و هميشه نيز ادامه خواهد داشت و با وجودي كه هميشه توطئههاي آنها خنثي شده است اما بايد هميشه مراقب و مواظب آنها باشيم.
نماينده ولي فقيه در آذربايجان غربي افزود: امروز نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به عنوان يكي از ارتشهاي قدرتمند در دنيا مطرح است و نظام جمهوري اسلامي را به اقتداري رسانيده است كه 30 سال است آمريكا را پشت درهاي بسته نگه داشته است.
«پدرم گر تو بيايي به خدا من ز تو هيچ تقاضا نكنم؛ لحظهاي از پيشت جاي ديگر نروم، هر چه دستور دهي من بلافاصله انجام دهم، همه دم بر رخ ماهت، بوسه زنم؛ جان زهرا برگرد، جان زهرا برگرد.»
به گزارش فارس ، نامه دختر شهيد محمد ناصري به پدر شهيدش تنها يك نامه نيست، بلكه درد دل دختري است كه دوري از پدر و شرايط جامعه باعث شده است اين گونه دردناك با پدر خود سخن بگويد.
متن نامه زهرا ناصري به پدرش:
«بابا جان باز سلام؛ اي پدر جان منم زهرايت؛ دختر كوچك تو ؛ اي اميد من و اي شادي تنهاي من ؛ به خدا اين صدمين نامه بود؛ از چه رويي تو جوابم ندهي.
ياد داري كه دم رفتن تو، دامنت بگرفتم ؛ من تو را ميگفتم پدر اين بار نرو ؛ من همان روز، بله فهميدم سفرت طولانيست ؛ از چه رو، اي پدرم تو به اين چشم ترم هيچ توجه نكني ؛ به خدا خسته شدم، به خدا خسته شدم.
به خدا قلب من آزرده شده ؛ چند ساليست كه من منتظرم ؛ هر صدايي كه ز در ميآيد ؛ همچو مرغي مجروح؛ پا برهنه سوي در تاختهام؛ بس كه عكست به بغل بگرفتم ؛ رنگ از روي من و عكس تو رفته پدر؛ من و داداش رضا بر سر عكس تو دعوا داريم؛ او فقط عكس تو را ديده پدر ؛ با جمال تو سخن ميگويد
مادرم از تو برايش گفته؛ او فقط بوي تو را، ز لباست دارد ؛ بس كه پيراهنت بوييده ؛ بس كه در حال دعا روي سجاده تو اشك فشان ناليده ؛ طاقتش رفته دگر، پاي او سست شده، دل او بشكسته.
به خدا خسته شدم، به خدا خسته شدم؛ پدرم گر تو بيايي به خدا من ز تو هيچ تقاضا نكنم
لحظهاي از پيشت جاي ديگر نروم ؛ هر چه دستور دهي من بلافاصله انجام دهم؛ همه دم بر رخ ماهت، بوسه زنم ؛ جان زهرا برگرد، جان زهرا برگرد.
دائما مي گوييم مادرم هر كه رفته سفر برگشته؛ پدر دوست من، پدر همسايه، پدران ديگر ؛ پس چرا او سفرش طولانيست ؛ او كجا رفته مگر ؛ او كه هرگز دل بي مهر نداشت ؛ او كه هر روز مرا ميبوسيد؛ او كه مي گفت «برايش به خدا دوري از ما سخت است»؛ پس چرا دير نمود.
آري من ميدانم كه چرا غمگين است؛ علت تأخيرش من فقط ميدانم؛ آخر آن موقعها، حرف قرآن و خدا و دين بود؛ كربلا بود و هزاران عاشق؛ همه مسئولين چون رجايي و بهشتي بودند؛ حرف يك رنگي بود؛
ظاهر و باطن افراد ز هم فرق نداشت؛ همه خواهرها زير چادر بودند؛ صحبت از تقوا بود؛ همه جا زيبا بود؛
جاي رقص و آواز ، همه جا صوت قرآن ميآمد؛ همه خط ها روشن، خوب و خوانا بودند؛ حرف از ايمان بود؛
حرف از تقوا بود.
اما امروز پدر، درد و دل بسيار است؛ همه آنچه به من ميگفتي، رنگ ديگر دارد يا بسي كم رنگ است؛
خط كج گشته هنر؛ بيهنران همگي خوب و هنرمند شدند؛ كج روي محبوب است.
در مجالس و سخنرانيها جاي زيباي شهيدان خاليست؛ يا اگر هست از آن بوي ريا ميآيد.
حرف از آزادي است، حرف از رابطه با امريكاست؛ آري من ميدانم، علت اندوه تو اينست بابا؛ پدرم من اين بار مينويسم كه اگر برگشتن ز برايت سخت است ما بياييم برت؛ تو فقط آدرست را بنويس؛ در كجا منزل توست؛ مادرم ميداند؛ او به من ميگويد پدرت پيش خداست؛ در بهشتي زيبا، با همه همسفرانش آنجاست؛ خانهاش هم زيباست.
حضرت خامنهاي هم ميگفت «دخترم غصه نخور پدرت خندان است؛ دوستت ميدارد؛ تو اگر گريه كني پدرت هم به خدا ميگريد؛ همه شب لحظه خواب پدرت ميآيد؛ صورتت ميبوسد؛ دست بر روي سرت ميكشد».
من از آن لحظه دگر شاد و خوشحال شدم؛ از خدا ميخواهم؛ تا كه جان در تنم است؛ تا حياتي باقيست
رهبرم چون پدري بر سر من زنده بود؛ چهره زيبايش، چون جمال تو، شاد و پرخنده بود؛ من به تو قول دهم
كه دگر از اين پس؛ اين همه اشك و غم از ديده نريزم بابا؛ همچون مادر، ديگر از فراق غم تو؛ نيمه شب نوحه و زاري نكنم؛ تو فقط اي پدرم؛ از خدايت بطلب كه من و مادر و اين امت اسلامي؛ همگي چون تو پدر، راهمان راه شهيدان باشد؛ دائما بر سر ما سايه رهبر و قرآن باشد؛ پدرم خندان باش پدرم خندان باش.»
